این روزها تبلیغات خدمات الان بخر، بعداً پول بده (Buy Now, Pay Later) یا (BNPL) آنقدر در فضای مجازی، فروشگاههای آنلاین و حتی برخی فروشگاههای فیزیکی گسترش یافته که تقریباً گریزی از مواجهه با آن نیست.
احتمالاً خودتان هم هنگام خرید با گزینههایی مثل «خرید اعتباری» یا «پرداخت در چند قسط» روبهرو شدهاید. شرکتهایی مانند دیجیپی و اسنپپی از جمله نامهای شناختهشده در بازار اعتبار خرید و پرداخت اقساطی ایران هستند.
اما این مدل تأمین مالی که در کشورهای مختلف نیز رواج پیدا کرده، در شرایط اقتصادی خاص ایران چه معنایی دارد؟ آیا این سرویسها فرصتی برای مدیریت بهتر هزینهها هستند یا میتوانند به افزایش بدهی و مصرفگرایی منجر شوند؟
در این جستار، میخواهیم بدون جانبداری، این صنعت را از دو زاویه بررسی کنیم: برای ما بهعنوان مصرفکننده و برای صاحب کسبوکاری که این سرویس را به مشتریانش ارائه میدهد.
الان بخر، بعداً پول بده دقیقاً چیست؟
در سادهترین تعریف، BNPL یک روش خرید اعتباری کوتاهمدت است. شما کالا یا خدمت را همین حالا دریافت میکنید، اما هزینه آن را در چند قسط و در یک بازه زمانی مشخص میپردازید.
مثلاً به جای پرداخت یکجای ۱۲ میلیون تومان، ممکن است بتوانید مبلغ را در چهار قسط ۳ میلیون تومانی پرداخت کنید.
پشت این خرید، معمولاً یک شرکت ارائهدهنده اعتبار(مثلا اسنپ پی) قرار دارد. در بسیاری از مدلها، این شرکت با فروشنده تسویه میکند و سپس بازپرداخت اقساط را از مشتری دریافت میکند. در مقابل، فروشنده هزینه یا کارمزدی بابت استفاده از این سرویس میپردازد.
البته شرایط اعتبار، تعداد اقساط، کارمزد و جریمه دیرکرد در سرویسهای مختلف متفاوت است.
چرا آنلاینشاپها از این سرویس استقبال میکنند؟
شاید در نگاه اول، پرداخت کارمزد به یک شرکت واسط چندان جذاب به نظر نرسد. اما اگر این سرویس باعث شود مشتری بیشتری خرید کند، میتواند برای فروشنده بهصرفه باشد.
۱. افزایش فروش
یکی از مهمترین دلایل استفاده فروشگاهها از BNPL، افزایش احتمال تکمیل خرید است. پژوهشهای مختلف نشان دادهاند که ارائه گزینه پرداخت اعتباری میتواند فروش را افزایش دهد؛ البته میزان این افزایش به نوع محصول و شرایط کسبوکار بستگی دارد.
مشتریای که توان پرداخت یکجای مبلغ را ندارد، ممکن است با امکان پرداخت اقساطی تصمیم به خرید بگیرد.
۲. کاهش رها کردن سبد خرید
گاهی مشتری کالا را انتخاب کرده، اما در مرحله پرداخت، مبلغ نهایی برایش سنگین به نظر میرسد و خرید را رها میکند. امکان پرداخت اقساطی میتواند این مانع را کاهش دهد و احتمال تکمیل خرید را بیشتر کند.
۳. افزایش میانگین ارزش خرید
وقتی پرداخت یک مبلغ بزرگ به چند قسط تقسیم میشود، ممکن است مشتری راحتتر سراغ کالاهای گرانتر برود یا خرید بیشتری انجام دهد. در نتیجه، میانگین ارزش هر تراکنش میتواند افزایش پیدا کند.
۴. تسویه با فروشنده و انتقال بخشی از ریسک اعتبار
در بسیاری از مدلها، فروشنده منتظر پرداخت تکتک اقساط مشتری نمیماند و طبق قرارداد با شرکت ارائهدهنده، وجه خود را تسویه میکند. در نتیجه، بخشی از ریسک مربوط به بازپرداخت اعتبار به شرکت ارائهدهنده منتقل میشود.
البته این به معنای انتقال همه ریسکهای معامله نیست و مواردی مانند مرجوعی کالا یا اختلاف با مشتری همچنان میتواند بر عهده فروشنده باشد.
چالشهای فروشنده
این سرویس برای فروشنده هزینه دارد و کارمزد آن میتواند برای کسبوکارهایی با حاشیه سود پایین قابلتوجه باشد.
بنابراین افزایش فروش لزوماً به معنای افزایش سود نیست. فروشنده باید حساب کند که سود حاصل از فروش بیشتر، ارزش هزینهای را که برای این سرویس پرداخت میکند دارد یا نه.
این سرویس برای مصرفکننده چه معنایی دارد؟
برای مصرفکننده، BNPL میتواند هم یک ابزار مفید باشد و هم یک دام.
مزایا
- مدیریت نقدینگی: تبدیل یک پرداخت سنگین به چند قسط کوچکتر میتواند فشار مالی یکباره را کاهش دهد.
- دسترسی به کالا: اگر واقعاً به کالایی نیاز داشته باشیم اما در حال حاضر تمام مبلغ آن را در اختیار نداشته باشیم، اعتبار خرید میتواند این فاصله را پر کند.
- عدم پرداخت بهره در برخی طرحها: بعضی سرویسها، بهویژه در مدل پرداخت چندقسطی، بدون بهره ارائه میشوند؛ البته ممکن است کارمزد یا جریمه دیرکرد وجود داشته باشد.
معایب و خطرات
- خریدهای هیجانی: وقتی به جای قیمت کامل، فقط مبلغ هر قسط را میبینیم، خرید ممکن است آسانتر از چیزی که واقعاً هست به نظر برسد.
- انباشت بدهی: چند خرید کوچک میتواند در مجموع بخش قابلتوجهی از درآمد ماههای آینده را به خود اختصاص دهد.
- جریمه دیرکرد: تأخیر در پرداخت میتواند هزینه نهایی خرید را افزایش دهد و شرایط اعتباری فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
برندگان و بازندگان این صنعت چه کسانی هستند؟
برندگان احتمالی
شرکتهای ارائهدهنده اعتبار: از طریق ارائه خدمات اعتباری به فروشندگان و مصرفکنندگان درآمد کسب میکنند و با گسترش این بازار، مشتریان و خدمات خود را توسعه میدهند.
مصرفکنندگان باسواد مالی بالا: افرادی که اعتبار را فقط برای خریدهای ضروری و برنامهریزیشده به کار میگیرند و از توان بازپرداخت خود مطمئن هستند، میتوانند از مزایای آن استفاده کنند.
فروشگاههایی که حاشیه سود مناسبی دارند: اگر افزایش فروش و ارزش سبد خرید بیشتر از هزینه استفاده از سرویس باشد، BNPL میتواند برای آنها سودآور باشد.
بازندگان احتمالی
مصرفکنندگان تکانشی: کسانی که صرفاً به دلیل امکان پرداخت قسطی، کالاهای غیرضروری میخرند، بیشتر در معرض انباشت بدهی قرار دارند.
کسبوکارهای کوچک با حاشیه سود پایین: هزینه استفاده از این سرویس ممکن است بخش قابلتوجهی از سود آنها را از بین ببرد.
چگونه از این سرویس درست استفاده کنیم؟
۱. نیاز را از خواسته جدا کنیم.
قبل از خرید از خودمان بپرسیم: "اگر امکان خرید قسطی وجود نداشت، باز هم این کالا را میخریدم؟"
۲. به قیمت کامل نگاه کنیم، نه فقط مبلغ قسط.
"ماهی دو میلیون تومان" ممکن است جذاب به نظر برسد، اما باید بدانیم در نهایت چند میلیون تومان پرداخت خواهیم کرد.
۳. مجموع اقساط را در نظر بگیریم.
قبل از هر خرید جدید، اقساطی را که از قبل داریم با قسط جدید جمع کنیم و ببینیم آیا بودجه ماهانهمان توان تحمل آن را دارد یا نه.
۴. اگر برای کسبوکار خودمان اعتبار میگیریم، حساب کنیم.
خرید اعتباری برای کسبوکار شخصی زمانی میتواند منطقی باشد که سود حاصل از آن و زمان برگشت پول، توان پرداخت اقساط را پوشش دهد.
جمعبندی
"الان بخر، بعداً پول بده" نه ذاتاً خوب است و نه بد. این سرویس میتواند برای خریدهای ضروری و مدیریت نقدینگی مفید باشد، اما اگر بدون برنامه استفاده شود، به انباشت بدهی و خریدهای غیرضروری منجر میشود.
در نهایت، مسئله اصلی خودِ اعتبار نیست؛ نحوه استفاده از آن است.
شاید بد نباشد قبل از هر خرید قسطی از خودمان بپرسیم:
اگر امکان پرداخت قسطی وجود نداشت، آیا باز هم این خرید را انجام میدادم؟
اگر پاسخ «نه» است، شاید بهتر باشد کمی مکث کنیم.






